در دفاع از ادبيات

از قديم گفتهاند سنگ بزرگ علامت نزدن است؛ اگر حافظهام درست
ياري كند آخرين باري كه اين ضربالمثل را به كار بردم به چند ماه يا شايد هم يك
سال پيش بر ميگردد هنگامي كه در همه محافل ادبي زمزمههاي اهداي يك جايزه 110 سكهاي
پيچيد، آن هم جايزهاي كه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و قرار است به يك يا
چند نويسنده اهدا شود.
تاريخ مصوب شدن اين جايزه محترم به پانصد و شصت و پنجمين جلسه
شوراي عالي انقلاب فرهنگي در 21 تيرماه 84 باز ميگردد و در 17 مردادماه همان سال
نيز جزئيات و كلياتش به نهادهاي مربوط و در راس آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
ابلاغ شد.
اين نكته را هم بگويم كه اين جايزه 110 سكهاي كه حدودا معادل
بيش از 20 هزار دلار ميشود تقريبا نه تنها در سطح ملي كه در سطح بينالمللي نيز (حداقل
از نظر مالي) جزو جوايز خوب و به نسبت معتبر و وسوسه انگيز محسوب ميشود.
اما اين كه چه سلسله اتفاقاتي روي داد كه برگزاري و اهداي چنين
جايزه محترمي به اندازه راهاندازي يك خط توليد خودرو يا در حدود احداث يك تونل
رسالت از سال 84 كه ابلاغ شده تا سال 87 به طول انجاميد، حكايتي طولاني است كه در
حوصله اين يادداشت نميگنجد و تنها به همين نكته بسنده ميشود كه احتمالا اين
تاخير و به درازا كشيدن به همان سنگ بزرگي كه در ابتداي يادداشت عرض كردم، چندان
هم بيارتباط نيست و البته در تلاطم همين برگزاري هم پس از 3 سال در اواخر مرداد
ماه امسال دكتر منوچهر اكبري از دبيري اين جايزه كنار رفت و جاي خود را به محمدعلي
رمضاني داد تا شايد او بتواند با تدبيري اين جايزه را بالاخره برگزار كند.
در همين رابطه همان طور كه پيش از اين پيش بيني شده بود جايزه جلال آل احمد بدون هيچ برگزيده اي اهدا شد، و تنها در
هر بخش تقديريهايي را معرفي كرد.
با توجه به اين اتفاق ميتوان گفت چقدر خوب است كه مسوولان و مديران
محترم همه سازمانها و نهادها اعم از فرهنگي و غيرفرهنگي شروع به راهاندازي جوايز
مختلف ادبي و هنري كنند و صدها سكه و بل هزاران سكه نيز به عنوان جايزه ويژه در
نظر گيرند و با تبليغات فراوان، خود و نهاد مربوطه را به عنوان دلسوز و حامي فرهنگ
و ادب كشور مطرح كنند و نويسندگان و اهل قلم نيز با سادگي ذاتي خود همواره براي
گزيده شدن چندباره از يك سوراخ آمادگي كامل دارند و به سرعت دعوت و فراخوان اين
جايزهها و جشنوارهها را لبيك ميگويند و در نهايت نيز همچون كتاب سال جمهوري
اسلامي ايران، كتاب سال دفاع مقدس و همين جايزه جلال آل احمد، هيچ نويسنده و اثري
شايسته دريافت جايزه شناخته نميشود؛ اتفاقي كه اين روزها به يك سنت و مد تبديل
شده و هركسي در هرگوشه كشور جايزهاي ادبي برپا ميكند و در نهايت با توجيه
سختگيري به جاي حمايت از ادبيات، هيچ نويسنده و شاعر و اهل قلمي را شايسته دريافت
جايزه تشخيص نميدهد گويي كه ادبيات معاصر در طول اين چند سال اخير بيكار بوده و
هيچ اثر ارزشمندي در اين وادي توليد نشده است.
در پايان بايد يادآور شد اعضاي 9 نفره هيات علمي جايزه جلال آل احمد (صادق آيينهوند،
مرتضي سرهنگي، عباس سليمينمين، رسول جعفريان، راضيه تجار، عباسعلي وفايي، مجتبي
رحماندوست، محمدرضا سرشار و سهراب هادي) كه هريك از نويسندگان و هنرمندان و
انديشمندان شناخته شده كشور هستند، اي كاش فارغ از هر حاشيه و توصيه
ابلاغي و تنها به اعتبار و احترام خودشان كه جزئي از فرهنگ و ادبيات معاصر به شمار
ميروند، از جايگاه ادبيات دفاع مي كردند.
من : سينا علي محمدي ( شاعر / منتقد / روزنامه نگار )