1
پیش از هر چیز از تمام دوستانی که در آغاز راه ، راهنمای من بودند و با حضورشان در این "
پاره خط" اعلام همدردی ! کردند صمیمانه سپاسگزارم.
اما هنوز یک هفته از اعلام افتتاح این "پاره خط " نگذشته
بود که زندگی مشترک اما افتتاح نشده ی بنده با همسر محترمه سرکار الهام خانم لایقی
دچار بحران شد چرا که ایشان فرمودند اگر ما در همه غم ها و شادی ها و.... شریک
هستیم پس باید در خانه مجازی و "پاره خط " مجازی نیز شریک باشیم و از
آنجا که بنده کاملا در خانواده ای پدر سالار بزرگ شدم و همچنین به خانواده ای مرد
سالار به شدت معتقدم بلافاصله نعره بر آوردم که "چشم" هرچه شما بفرمایید
!
در نتیجه از این تاریخ به بعد شما در "پاره خط " آثار
و نوشته های دو تا دوچرخه قراضه را می
توانید پی گیری کنید.
برای این پست هم شما با یک بلیط می توانید دو " پاره خط"
ببرید به عبارتی یک شعر از خودم به همراه سلام وعلیک همسر بنده الهام خانوم لایقی
را در "پاره خط" قرار داده ام و در کمال اخلاص و فروتنی باید بگویم هر
دو مطلب بسیار خواندنی است.
توضیح مربوطه و ضروری : از عبید زاکانی پرسیدند شاعران چگونه
جماعتی هستند گفت " مخلص پر ادعا"
تیتر جهانی
آبی ترین بارانی ام را می پوشم
و به « فرودگاه» می روم
حقیقتش این است
جمعه ها ابرها سبکترند
آدم ها
اسب ها
حتا مورچه ها خوشحال ترند
می گویند:
امروز صبح زود
از بالاترین نقطه « فرود» می آیید
لبخند میزنید
و جهانی ترین تیتر دنیا را
منتشر می کنید:
جاء الحق ...
اگر قدم نزنی مرگ از تو می گذرد
امروز نوزدهمین روز دی ماه برفی هشتاد و شش است و به یمن خانه تکانی سالیانه بانوی سرد زمستان
از کار و گالری و نقاشی و ... معاف بودم.
فرصت سپیدی بود "به سپیدی همین برف !" که یادم بیاید نیمه
سپیدهایی که می نوشتم در حافظه کوتاه ام به خاکستری گراییده....
هیچ شاعری حتی اگر به ظاهر با سنت سر جنگ داشته باشد از سنت شعر
گریزان نیست و تنها زبانی متمایز برای بیان تخیلات اش به کار می گیرد ...حکایت وب
و وبلاگ نویسی خانواده ی علیمحمدی کوچک !هم
از همین جا شروع شد حالا که به لطف اشتباهات کوچک ! دولت مهرتا اطلاع ثانوی خبری از ابتیاع یک فقره سقف
کوتاه برایمان نیست گفتیم عجالتا زندگی مشترکمان را زیر آسمان بلاگفا شروع کنیم به
امید روزی که مهر
و محبت دولتی و مجلسی و ... شامل مان شود.
به قول محمد علی سپانلو :
چرا نباید رفت
اگر قدم نزنی مرگ از تو می گذرد
*خواستم بنویسم الهام بانو یادم آمد بانوان ِ وبلاگی زیاد اند....تا
یافتن نام مناسب فعلا همین الهام لایقی هستم.
من : سينا علي محمدي ( شاعر / منتقد / روزنامه نگار )