يادداشتي براي يك حراج ( شعر گمشده ي شاملو )


آثار و وسايل شخصي احمد شاملو در دادگستري كرج حراج شد و به قيمت 550 ميليون تومان به فروش رفت.» اين خبر روز گذشته ( منظورم ۲ تیر است ) به همين رواني مانند شعر گمشده شاملو روي خروجي خبرگزاري‌هاي مختلف قرار گرفت:

در خون و در ستاره و در باد، روز و شب /   دنبال شعر گمشده خود دويده‌ام‌  /  بر هر كلوخ‌پاره اين راه پيچ پيچ‌  /  نقشي ز شعر گمشده خود كشيده‌ام‌...

از قديم گفته‌اند، حرمت امامزاده را متولي آن نگه مي‌دارد...

ادامه مطلب در اينجا ( جام جم )


جهان لرزه

 
جهان زير پاهايم مي لرزد

وقتي بدون تو

پنج شنبه هاي غروب را قدم مي زنم

 

هنوز آنقدر دوستت دارم

كه زير پاهايم سبز شده است

سبز

مثل بهاري كه فراموش كرد

در چشمان تو ببارد

 
هنوز آنقدر دوستت دارم

كه قلبم را پشت پيراهنم پنهان كرده ام وُ

هيچ دستي

دكمه هاي اين پيراهن را باز نكرده است

 
آنقدر دوستت دارم

كه در روزنامه ها گم شده ام

نامبرده ای كه بدون تو

تا كنون به خانه باز نگشته است


پاره خط هايم را بند به بند كشانده ام

تا به خطي در كف دستان تو برسم

خطي

كه انگشتانت را روي گونه هايم بلرزاند

 
هنوز باور نكرده ام 

هنوز باور نكرده ام 

هنوز باور نكرده ام

كه چگونه اين آسمان بي انصاف

از تو انسان ديگري ساخت

انساني كه آن سوي آبها

روشن فكر مي كند

روشن قدم مي زند

بي هيچ پنج شنبه اي

بي هيچ غروبي...

 
كاش جهان كمي بزرگتر بود

تا تو

هي

زير پاهايم سبز نمي شدي