تبليغاتX
پاره خط


اسید

 

عشق

حتا می تواند

نفرتی باشد

که یک روز صُبح زود

با سیگاری ناشتا روشن می شود

بارها گفته ام

آن قدر دوستت دارم

که صدای قدم های مردی

در حوالی خانه ات حتا

خوابم را پریشان می کند

اسید ندارم ولی

کلماتم را

بُریده بُریده

به صورتت می پاشم

سرخ نمی شوی

تاول نمی زنی

اما

از صُبح فردا

هرکسی

گونه هایت را ببوسد

کلمات مرا می خواند

من

در تمام معشوقه هایت

تکثیر می شوم

 

۸۴۳

عشق

دختری است با پراید سفید

که بخت مرا

سیاه کرد !



+ نوشته شده توسط سینا علیمحمدی در سه شنبه سیزدهم دی 1390 و ساعت 20:34 |

برای تزویر

 

نه برای مظلومیت مستضعفین

نه برای کودکان فلسطین

نه برای خونخواهی حُسین

نه برای مدیریت جهان

نه برای برپایی عدل الهی

نه برای رنگین پوستانی

که قرن هاست

قلاده ی نژاد پرستی

به گردن آویخته اند

نه برای دفع فتنه

نه برای رفع انحراف

برای تزویر

فقط برای تزویر

ظهور کن !

 

از دست منتظرانت

به تنگ آمده ایم



 

 

+ نوشته شده توسط سینا علیمحمدی در دوشنبه دوم آبان 1390 و ساعت 15:35 |