تبليغاتX
پاره خط

 

تخیل

این شب ها

که خسته می رسم از راه

زل می زنی به دست های پُر از تخیل ام

باز هم شام

مرغ بریان

کباب سلطان

و برنج تازه دم داریم

 

 

+ نوشته شده توسط سینا علیمحمدی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 و ساعت 13:10 |

 

پديده

 

اين شعر را

صبح زود بخوانيد

پيش از آن كه چشم هايتان را بشوييد !

درست وقتي كه جهان

همان اندازه گنگ و تيره است

كه بايد باشد

( كثيف ِ كثيف  )

شبيه پديده اي كه در چشم هايت نگاه مي كند وُ

با لبخندي كج

قطار كلمه را

از ريل خارج مي كند

ببخش آقاي سپهري !

اما من جور ديگري فكر مي كنم

اين روزها

چشم ها را نبايد شست

بگذار خون جلوي چشم هايمان را بگيرد.

 

+ نوشته شده توسط سینا علیمحمدی در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 10:31 |